خبرگزاری مهر: آیا شادی در برابر حزن قرار دارد؟

استاد فلسفه دین گفت: نمی توان شادی را در مقابل حزن قرار داد و در میراث عرفانی و دینی شادی می تواند با مراتبی از غم و حزن جمع شود.

1399/03/10
|
12:07

به گزارش خبرگزاری مهر، حسن محدثی با حضور در برنامه «سوفیا» شادی را مقوله ای بین رشته ای دانست و افزود: فلسفه، عرفان و جامعه شناسی و روانشناسی و حتی ادبیات در این باب مطرح می شود و شاعران، عارفان و علما در قرون قبل مباحث متفاوتی در باب شادی تبیین کرده اند.

وی میراث به یاد مانده از قدما را در باب شادی بسیار ارزشمند برشمرد و افزود: جامعه شناسی و اقتصاد و… نیز بدین موضوع پرداخته اند.

محدثی با طرح این پرسش که آیا شادی در برابر حزن قرار می گیرد، اظهار کرد: انسان همواره درکی ابتدایی از واژگان دارد و فیلسوفان از این ادراک عبور کرده اند. در ادبیات، شادی را مقابل حزن یا غم قرار می دهند حتی در آثار استاد مطهری، این دو در برابر هم تلقی شده اند؛ بدین معنا که وقتی یکی بیاید، آن دیگری نیست.

با مراجعه به میراث عرفانی و دینی، شادی و حزن را دارای مراتبی در می یابیم و در نتیجه نمی توان این دو واژه را در مقابل یکدیگر قرار داد. این میراث تاکید دارد شادی می تواند با مراتبی از غم و حزن جمع شود.

وی افزود: در آثار قدما و معاصرین نیز این دو وجه مشهود است؛ بعنوان مثال دکتر شریعتی از مراتبی از غم سخن به میان آورده و غم و غصه را دو گونه جداگانه می داند. این روند نشان می دهد که گذشتگان نظیر مولوی و چه معاصران، به این مهم اعتنا داشته اند.

محدثی با بیان این مقدمه افزود: با مراجعه به آثار روانشناسان، جامعه شناسان و زیست شناسان در باب عواطف در می یابیم احساسات مختلفی از انسان شامل چهار عاطفه پایه در میان است که عبارتند از خشم، نفرت، غم و شادی و لذا می توان شادی را از عواطف پایه ای آدمی تعریف کرد که در گونه انسانی دیده می شود.

وی با بیان اینکه محرک های بیرونی یا انفوسی بر شادی تاثیر دارد، گفت: با ظاهر شدن این محرک ها، عاطفه ی شادی در انسان برانگیخته می شود و میراث دینی و بشری تاکید دارد اگر انسان بر محرک های بیرونی تکیه کند، جنبه ای عاریتی از شادی پدید می آید و از اینرو می توان شادی درونی و مولد در خود را ترجیح داد.

همچنین سیدجواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با حضور دراستودیوی پخش زنده برنامه «سوفیا» در پاسخ به مجری برنامه که در باب پوچ گرایی یا شادمانی برخی فلاسفه طرح موضوع کرد، گفت: شوپنهاور از جمله فلاسفه بدبین و به قول عامیانه، گوشت تلخ بوده اما در واقع فلاسفه ای که به این صفت مشهور هستند، به نظریه ای بنیادین می نگریستند که شادی را در هستی نفی نمی کرد؛ بلکه وضعیت اجتماعی را مورد نقد و بدبینی قرار می دادند.علامه جعفری (ره) می گوید نظام های اجتماعی به دو دسته تقسیم بندی می شود؛ برخی حیات طبیعی و عده ای حیات معقول را می نگرد و بعد تاکید دارد فلاسفه ای که تلاش دارند انسان در چنبره حیات محض و طبیعی محدود شود، به عقل یا شادی نرسیده و شادی درونی را پیش روی انسان ترسیم نمی کنند.

به گفته میری منفعت طلبی هیچ نسبتی با شادی ندارد. انسان برای بیان شادی مفاهیم متفاوتی در ادبیات سراغ دارد و ماندگاری این شادی بنا بر نوع آن مهم است؛ اما انسان امروز گرفتار نوعی از تنهایی بوده است که مغایر شادی است.

دسترسی سریع