گفت‌وگوی فرهنگی شنبه تا چهارشنبه از ساعت 20:00 به مدت 60 دقیقه

رادیو گفت و گو

گفت و گوي فرهنگي

ایران كلباسی مطرح كرد: مردم ایران چگونه بعد از حمله اعراب از زبان فارسی پاسداری کردند؟

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: با حمله اعراب به ایران، زبان رسمی کشور طی دو قرن به عربی برگشت؛ ولی مردم در خانه ها به زبان فارسی میانه سخن می گفتند.

1398/05/06
|
12:01
|

دکتر ایران کلباسی با حضور در برنامه "از پارسی تا فارسی" رادیو گفت و گو اظهار کرد :«هنوز اختلاف نظرهایی میان لهجه و گویش وجود دارد و زبان شناسان به تصمیم واحدی نرسیده اند.»

وی افزود: «در ابتدا یک زبان به نام زبان ایرانی مادر وجود داشت که بعدها بر حسب قانون زبان ها شاخه شاخه شد و اسامی مختلف یافت. اولین شاخه را ایرانی باستان و دیگری را هندی باستان نامیدند.»

کلباسی فارسی باستان و میانه را دو سطح دیگر از زبان فارسی خواند و افزود: «فارسی باستان به خط میخی نوشته می شد. اسکندر مقدونی دولت هخامنشی را سرنگون کرد و در همان زمان گویش های مادی، سکایی و اوستایی وجود داشت که شاخه هایی از آن، در دوران بعدی ماندگار شدند.»

این گویش شناس به رادیو گفت وگو گفت :«فارسی میانه یا پهلوی از زمان انقراض هخامنشی تا ساسانی طول کشید و در همان زمان گویش های مختلفی وجود داشت و خط آن نیز بر اساس فارسی میانه بود.»

کلباسی متذکر شد: «حکومت ساسانی بدست اعراب پایان یافت و از آن پس فارسی میانه را در خانه ها رواج دادند اما زبان رسمی ایرانیان عربی بود که تا دو قرن ادامه یافت.»

وی افزود: «حکومت های ملی گرای ایرانی نظیر صفاریان، سامانیان و... تحمل نکردند که زبان عربی زبان رسمی ایران باشد؛ خاصه یعقوب لیث صفار می گفت چرا با زبانی که نمی شناسید، شعر می سرایید »

استاد زبان شناسی همگانی ادامه داد: «زمانیکه زبان فارسی به هند گسیل یافت، قدری تفاوت آوایی به خود گرفت و آنچه در اشعار امروزی هند می بینیم، واژگان ایرانی است که صامت و مصوت های زبانی را تغییر داده است.»


***تنوع گویشی ایران در میان سایر کشورها زبانزد است

ناهید توسلی، دکترای فرهنگ و زبان های باستانی ابتدا تعریفی درباره گویش ایرانی ارائه داد و گفت: «معمولا میان زبان شناسان اتفاق نظر یکسانی در تعاریف وجود ندارد اما هم اینک گویش را شاخه هایی از زبان فارسی می دانند.»

وی با بیان اینکه ایران متنوع ترین گویش ها را در میان سایر کشورها داراست، افزود: «زبان شناسان معتقدند گویش های زبان فارسی از زبان نخستین بشر استخراج شده ولی این مسئله برای بنده پذیرفته شده نیست.»

توسلی با اعلام اینکه این گویش ها در گستره زمانی دارای لهجه شدند، ادامه داد: «وقتی آریایی ها از سرزمین های شمالی به سمت فلات مرکزی کوچ کردند، بخشی به هندوستان و گروهی به نجد ایران آمدند و زبان خود را حفظ کردند اما کسانی که در منطقه سیلک کاشان زیست می کردند، با زبان ایرانی نخستین سخن می گفتند که بعد با زبان آریایی ها آمیخته شد.»

مدیرمسئول مجله نافه به رادیو گفت وگو گفت :«لهجه وابسته به فرهنگ جغرافیایی است؛ یعنی در مناطق گوناگون زبان می توان آکسان های مختلفی پیدا کرد که به فضای جغرافیایی و فرهنگی و نیز سیاسی و اقتصادی بستگی دارد.»

توسلی افزود :«بخشی از لهجه ها بر گرفته از مسائل جرافیایی و بخشی نیز سیاسی است و حتی در نقاط کوهستانی لهجه ها متفاوت تر از نقاط ساحلی است.»


در ادامه نازنین خلیلی پور، عضو مرکز دایره المعارف اسلامی در این برنامه ادبی در رادیو گفت وگو اظهار کرد : «زبان های ایرانی که در حیطه جغرافیای ایران کشورهای همسایه را نیز در بر می گرفت، سه دوره مشخص باستان، میانه و نو را طی کرده است که در پایان سلسله ساسانیان گونه های جدیدی از زبان ایرانی در شرق و غرب کشور توسعه می یابد و خاصه زبان فارسی دَری در شمال شرق ایران پدیدار می شود.»

این زبان شناس افزود: «زبان های ایرانی نو از پایان سلسله ساسانی شکل می گیرد و تنوع و گستره وسیعی از ایران را در بر دارد؛ لذا در حال حاضر زبان تالشی، گیلکی، مازندرانی و تاتی در حاشیه دریای مازندران تا زبان کردی در غرب و سیستانی در شرق در کنار گویش های خراسانی، گونه های متعدد زبانی نو ایران محسوب می شوند.»

خلیلی پور اضافه کرد: «ظرف 100 سال گذشته بگونه ای با لهجه مشهدی، شیرازی یا... سخن گفته می شد که گاه به فهم متقابل نمی رسیدند؛ یعنی گویشی از گویش های ایرانی با مشخصه هایی خاص وجود داشت اما به مرور زمان با یکدیگر همسو شدند.»

این پژوهشگر گویش در مصاحبه با رادیو گفت وگو افزود: «سیر همسو شدن گویش های ایرانی به قدری سرعت گرفته است که با گذر زمان، همگی به سمت تبدیل شدن به لهجه ایرانی پیش می روند و لذا فهم متقابل با سرعت میان اقوام و مناطق جغرافیایی خاص شکل می گیرد.»

خلیلی پور گفت :«امروز بیم داریم که میراث ناملموس زبانی جایگاه خود را از دست بدهد و در واقع فرهنگ هر منطقه و قوم از بین رود و از آن پس، مناطق مختلف ایران به فرهنگ استاندارد نزدیک می شوند که همان فارسی و زبان معیار ماست.»

*** هخامنشی، مادر زبان مردم کوچه و بازار امروزی است

در بخشی دیگر از مصاحبه با رادیو گفت وگو آرزو نجفیان، دانشیار رشته زبانشناسی دانشگاه پیام نور اظهار کرد : «زبان های ایرانی بخش هایی از تاجیکستان، قرقیزستان و افغانستان را در بر می گیرد و نباید تنها به مرزهای فعلی ایران اکتفا کنیم؛ بنابراین منظور از زبان ایرانی با آنچه مورد برداشت زبان شناسان است، تفاوت می کند.»

وی خاطرنشان کرد: «در زبان شناسی منظور از زبان ایرانی، زبانی است که از هند و اروپایی منشعب شده که زبان مشترک اروپا، هند و ایران است که در شمال سیبری رواج داشته و بازسازی شده.»

نجفیان ادامه داد: «زبان دوره هخامنشی منشأ زبان فارسی امروز محسوب می شود؛ البته نمی توان گفت زبان امروز مستقیما از هخامنشی گرفته شده ولی شواهد بسیاری وجود دارد که زبان فارسی امروز مردم ایران، از زبان باستان گرفته شده.»

وی اوستا را شق دیگر زبان فارسی و مربوط به منطقه شرق ایران دانست و گفت: «زبان اوستا از لحاظ زمانی با فارسی باستان همزمان است که شباهت های زیادی با آن دارد و همه این زبان ها به زبان سانسکریت و زبان هندیان تشابه دارد.»

نجفیان در رادیو گفت و گو افزود: «زبان اوستایی نیز تحول یافته و دقیقا نمی توان ادعا کرد کدام گویش های کنونی در ایران از اوستا و کدامیک از فارسی باستان استخراج شده است.»

وی زبان، گویش و گونه را سه سطح طبقه بندی زبان برشمرد و افزود: «گونه برای تمام زبان ها به کار می رود؛ یعنی به زبان و گویش اشاره ندارد و به فهم متقابل دو نفر در زمان صحبت کردن، می انجامد اما گویش زمانی به زبان اطلاق می شود که دو نفر متوجه سخنان یکدیگر نشوند؛ درست مانند وقتی که دو نفر فارس زبان و گیلکی با یکدیگر سخن می گویند.»

نجفیان ادامه داد: «اما لهجه فقط به تفاوت واجی اطلاق می شود؛ مانند لهجه مشهدی، قمی یا تهرانی که از زبان فارسی نشأت گرفته است.»

دسترسی سریع
گفت و گوی فرهنگی