صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

دوشنبه ها از ساعت 22:00 به مدت 60 دقیقه

کارشناس ادبی با اشاره به شخصیت کاریزماتیک جلال آل احمد گفت :جلال گویا می دانست پیمانه عمرش به 50 سال نمی رسد و خانه جلال مشکل گشا بود.

غلامرضا امامی، با حضور در برنامه "صورت ماه" رادیو گفت وگو با اشاره به شخصیت کاریزماتیک جلال آل احمد گفت :«جلال گویا می دانست پیمانه عمرش به 50 سال نمی رسد.»

وی افزود: «خانه جلال مشکل گشا بود؛ وقتی به خانه او می رفتیم، می دیدیم دست شعرا و نویسنده های تازه کار را می گرفت.»

امامی که از شاگردان جلال آل احمد بوده، ادامه داد: «او در نوشته هایش قاطع و تند ولی در زندگی بسیار آرام بود.»

وی گفت: «جلال نقابی به چهره نزد و دکانی هم باز نکرد.»

امامی با ذکر یک خاطره افزود: «روزی که در خرمشهر بودیم از او پرسیدم آقا جلال شما که روحانی زاده هستید، چرا به حزب توده گرویدید؟ جمله ای عجیب گفت: آیا از احمد آرام کسی متدین تر می شناسی؟ او اول نماز می خواند و بعد در جلسات حزب شرکت می کند. آن روزها سه راه بیشتر نبود. یک راه دربار که ما اهل آن نبودیم؛ یک راه حوزه های سنتی و فقهی که زبانِ زبانه ی ما نبودند و ما راه سوم را انتخاب کردیم.»

همچنین احمد شاکری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه این بحث گفت: «جلال فردی صادق بود و می توان او را نویسنده ای مردمی دانست که در بیان صراحت دارد و شجاعتی که تنها به بیان منجر نمی شود.»

وی افزود: «جلال را می توان یک نویسنده مردمی دانست که در مقابل ادبیات روشنفکری قرار می گیرد و در تاریخ ادبیات ما نیز شناخته شده است.»

این نویسنده حوزه دفاع مقدس گفت: «این ادبیات قبل از انقلاب گمان می کرد می تواند راهبر مردم باشد ولی با مردم اخت نبود و در مقابل اعتقادات مردم ایستاد.»

شاکری افزود: «حتی در آثار دفاع مقدس و انقلاب اسلامی گاه شاهد این برج عاج نشینی ها هستیم و قهرمان داستان ها نیز گاه منزوی هستند که وضعیت موجود را نمی شناسند.»

در ادامه سیدحسن نورانی، استاد دانشگاه به مرتبه جلال آل احمد در حوزه داستان نویسی اشاره کرد و گفت: «همه مثل جلال جامعه را می دیدند ولی همه همچون او اینگونه گزارش ندادند.»

وی با ذکر این مطلب افزود: «خیلی ها تحت سیطره قلم جلال بودند ولی همچون او کار نکردند؛ این بدان معناست که قلم جلال دارای سحری است که مختص خود اوست.»

نورانی با اشاره به نگاه عصبی گونه ی قلم جلال آل احمد اظهار کرد: «جلال تمامی مردان و زنان جامع را با لفظ زنک و مردک می خواند و سطح فکری جامعه را با این پسوند، یکسان می دانست.»

این کارشناس ادبی به رادیو گفت وگو گفت: «می توان با روان کاوی داستان های جلال، دید که آیا دنیای ذهن ما با دنیای روزگار جلال تفاوت کرده است؟!»

نورانی افزود :«جلال در جایی شتابزده عمل کرده است و شاید داستان هایش را چکش کاری نیز نکرده؛ اما باید بدانیم جلال در چه زمانه ای به داستان کوتاه ورود کرده است.»

در بخشی دیگر از این برنامه شبانگاهی در رادیو گفت وگو حسن منصوبی، کارشناس ادبی گفت: «افرادی که در سنین اندک سر و صدایی به پا می کنند، نمی توان از یک زاویه آن ها را بررسی کرد و به نتیجه ای سزاوار دست یافت.»

وی جلال را یک محرک خواند که در دوره پهلوی اول ظهور کرده است و افزود: «جلال تحت تاثیر بحران وقت فرانسه بود و تاثیر شدیدی از ادبیات فرانسه گرفته بود.»

منصوبی در عین حال گفت: «بر خلاف این ادعا که می گوید ادبیات ما تفکرات غربی خاصه فرانسوی ها را کپی برداری کرده است، این سخن در مورد جلال اجحاف است؛ چراکه جلال پیکان دو سویه ای است که به سنت ها ارجاع می دهد و دغدغه زنده کردن سنت ها را دارد.»

در ادامه سلمان امینی طامه، رمان نویس با بیان اینکه جلال را یک چگوارا می بینم، گفت: «ایرانی مسلمان در آن دوره برای نخستین بار و بعد از ورود غرب با بحران هویت مواجه می شود و شکل ملی مذهبی برای نخستین بار در میان مردم معنا می یابد.»

وی افزود: «جلال احساس می کند یک مشکل هویت جدی مطرح است و کتاب غرب زدگی را نیز در این راستا می نویسد.»

این کارشناس ادبی در ادامه مصاحبه با رادیو گفت و گو اظهار کرد: «سنت های کشور زیر پای غرب در حال شکستن بود و جلال جز [معترضان به این ماجرا بود]؛ از طرفی جلال عضو حزب توده بود و نباید از یاد برد این اتفاق در غرب به شکلی دیگر رخ داد.»

مرتبط با این خبر

  • بیداری عمومی؛ سررشته داستان های جلال آل احمد بود

  • 1200 اثر ادبی به جایزه جلال رسید