سوفیا سه شنبه ها از ساعت 22:00 به مدت 120 دقیقه

در "سوفیا" مطرح شد؛ کدام آرزوی بشر موجب انقطاع آرامش و شادی می شود؟

پژوهشگر مطالعات ادیان و معرفت فلسفی با بیان اینکه سنت شرقی سکوت، آرامش و خلوت و انقطاع را متجلی می کند، گفت: در این خلوت حذف اضافات و آرزوهای گزاف اتفاق می افتد.

1398/12/03
|
15:30
|

رسول رسولی پور با حضور در استودیوی برنامه "سوفیا" فلسفیدن را به معنای ارتباط با دیگری دانست و افزود: «از آموزه های مارتین بوبر –فیلسوف یهودی الاصل اتریشی- اینگونه دریافت می شود که در رابطه من-تویی، طرف مقابل به معرفت ما محکوم نیست؛ بلکه جان یافته و خود بعنوان یک سوژه تلقی می شود و لذا هر دو طرف حس هم افزایی در این رابطه داشته و از تنهایی و بی معنایی خارج می شوند.»

عضو دپارتمان فلسفه و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی با طرح این پرسش که چه چیزی به زندگی انسان معنا می بخشد، گفت: «اشیاء را توان و یارای برقراری این ارتباط نیست؛ بلکه انسان باید ارتباطی از جنس جان با نفس و عقلی برقرار سازد.»

رسولی پور ضمن تشریح چیستی و چگونگی دستیابی به فلسفه شادی، اظهار کرد: «اگر ارتباط عقلی باشد، رضایت و شادی معنا یافته و باعث هم افزایی می شود ولی اگر به جای عقل، نفس اماره و خودخواهی وارد رابطه شود، ارتباط دیالوگی –شادی- ایجاد نمی شود و حتی اگر خنده ای نیز در کار باشد، بر ظلمت جان آدمی افزوده می گردد.»

مدرس کرسی های فلسفی در عرصه بین الملل در خصوص تفاوت های فلسفه شادی در شرق و غرب عالم گفت: «فلسفه غربی بعنوان میراث حکمتِ یونان، سمت و سویی تحلیلی پیدا کرده و لذا معرفت بر ارتباط غلبه یافته و از ارتباط یک جان با جان دیگری دور مانده و به سوژه ای مبدل شده که قصد شناخت جهان را دارد.»

رسولی پور سردی و عدم شادی را دستاورد فلسفه تحلیلی عنوان کرد و افزود: «انسان همچنان بر فلسفه شرقی حاکم است. از طرفی در فلسفه بودیسم رنج و مرض را ریشه یابی می کنند و آموزش می دهند این رنج از خواستن بر می خیزد که اگر از زیاده طلبی دست برداریم، انسان را به شادی رهنمون می سازد.»

متخصص فلسفه دین به رادیو گفت وگو گفت: «اگر کسی خواهان شادی واقعی است، باید ارتباط جانی و عقلی با دیگری برقرار کند نه اینکه به سوژه ای مبدل گردد که در حال جست وجو برای شناخت دیگری است.»

رسولی پور افزود: «پر شدن ذهن از تصورات گوناگون باعث تشویق و اضطراب و شلوغی است؛ ذهن آدمی نیازمند خلوت است و لذا فلسفه عبادات و سکوت، آرامش یافتن انسان است.»

رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه خوارزمی گفت: «در سنت غربی بدلیل غلبه معرفت شناسی و نوع رابطه ای که میان حاکم و محکوم برقرار است، آرامش مورد نظر بدست نمی آید.»

رسولی پور اضافه کرد: «شادی که به حقیقت ربط دارد، اصیل است اما شادی که بعد از تسلط به ابژه –آنچه مشاهده می شود- دست می دهد، حقیقی نخواهد بود چراکه ما آن فرد را نیز محکوم به حقیقت خود در نظر می گیریم.»

وی در رابطه با اینکه سنت شرقی سکوت، آرامش و خلوت و انقطاع را تجلی می کند، گفت: «در این خلوت حذف اضافات و آرزوهای گزاف اتفاق می افتد. چنانچه غم انبیاء هیچگاه پایدار نبود چون بلافاصله در زمان خلوت و عبادت از ارتباط با امر قدسی سرشار می شدند.»

رسولی پور در پاسخ به این سوال که آیا فیلسوفان شادتر از مردمان غیر فیلسوف هستند، گفت: «اگر فیلسوف ها به نحو سقراطی تفلسف کنند، شاد هستند و اگر به میراث معرفتی شاگردان سقراط بسنده کنند، طبیعی است که شادی ایجاد نمی شود.»

در ادامه علی پورمحمدی، مدرس حوزه علمیه و دانش آموخته فلسفه غرب به رادیو گفت وگو گفت: «مفهوم شادی، سعادتمندی و خوش بودن است و فردِ برخوردار از مواهب، شاد است. این مسائل حتی اگر سطحی است، نمی توان آن را انکار کرد اما باید دید شادی سطحی و عمیق چیست؟»

پورمحمدی افزود :«امروز در دنیایی سراسر از جنگ و ناآرامی و نگرانی، شادی در سلامت نهفته است که اتفاقا مرتبه ای واقعی نیز می باشد.»

وی با بیان اینکه شادی در رفاه، همان بهره مندی و صلح است و این واقعیت در شرق و غرب عالم یکی است، افزود: «گاه تلقی می شود که دین، فرزانگی یا حکمت با شادی در تعارض است؛ در حالیکه اینگونه نیست. چون شادی اگر امری خیر است، دین و عقل توان انکار آن را ندارند.»

پورمحمدی با بیان اینکه فلسفه همواره ما را به عقل و تأمل در مفاهیم بسیط سوق می دهد، تصریح کرد: «فلسفه و حکمت دنبال شادی عمیق و فرزانگی هستند. ملاصدرا لذت و شادی را با سعادت یکی می داند و معتقد است شادی همان خیر و ادارک حقایق است.»

دسترسی سریع
سوفیا