سوفیا سه شنبه ها از ساعت 22:00 به مدت 120 دقیقه

نگاهی به وجه قصه‌گویی آثار شهاب‌الدین سهروردی؛ ادبیات و فلسفه پیوند دیرین دارند

یک استاد دانشگاه، فلسفه و حکمت ادبی را موجب ورود فلسفه به زندگی عامه دانست و در این راستا به وجه قصص سهروردی در برخی آثار مکتوب او به زبان فارسی اشاره کرد.

1399/05/18
|
08:45
|

سیدباقر میرعبدالهی در برنامه "سوفیا" گفت: بخشی از وجوه زیبایی شناسانه فلسفه را در ادبیات سراغ می‌گیریم و با مراجعه به سنت ایرانی اسلامی، می‌بینیم وجه غالب تفکر در نظم و نثر یافت می‌شود.

وی مهم‌ترین جلوه عصر امروز و سهروردی را در حوزه "زبان" دانست و افزود: سهروردی در رسائل فارسی نکاتی را برای ما به میراث گذاشته است و در باب فلسفه و ادبیات مقالات بسیار نوشته و سخن‌های بسیار گفته است.

میرعبدالهی وجه مشترک ادبیات و فلسفه را ناظر بر عنصر "ساختن" عنوان کرد و گفت: در فلسفه و ادبیات با پدیده ساختن مواجهیم و به عبارت دیگر فیلسوف ما را به جهان خود دعوت می‌کند.

وی اضافه کرد: فیلسوف به پیشنهاد ارسطو گزاره‌های خود را در قالب ادبیات ریخته و محتوایی را می‌سازد که در ادبیات نیز با چنین ساختنی روبرو هستیم و در نقد ادبی از واژه فرم برای این مفاهیم استفاده می‌کنیم.

میرعبدالهی خاطرنشان کرد: ادبیات و هنر یک فرم است و هر کس به این فرم دست یابد، بعنوان یک هنرمند شناخته می‌شود؛ بنابراین آنچه شعر و سینما و داستان را از غیر این‌ها متمایز می‌کند، طرز سخن است و [کاری به درون مایه ندارد].

به عقیده این استاد فلسفه اسلامی شکل کامل فلسفه‌ورزی که به کار عامه مردم آید، ریشه‌دار در ادبیات داستانی است.

میرعبدالهی با بیان این مطلب افزود: افرادی نظیر کامو، سارتر، کافکا، بورخس و مارکز هر آنچه گفته‌اند؛ بی تردید فلسفه است. در این بین تحولات سارتر یک فلسفه است و حتی جنایت و مکافات داستایوفسکی نوعی فلسفه است.

وی ورودی رمان‌هایی از این دست را مقوله‌ای از نوع فلسفه دانست و ادامه داد: اگر سهروردی قصد قصه‌گویی داشت -که قطعا در 11 رساله خود به زبان فارسی قصه‌هایی گفته است- به مفاهیمی از ادبیات داستانی اشاره دارد که مفهوم خدا، معنای زندگی، پوچی، مرگ و ... را در بر می‌گیرد.

همچنین انشاءالله رحمتی، استاد فلسفه و حکمت اسلامی با تاکید بر اینکه رابطه ادبیات و فلسفه هیچگاه فارغ از هم نیستند، گفت: فلسفه تلاش دارد به فکر، وضوح ببخشد و مسائل را برای ما آسان سازد.

وی افزود: فیلسوفان با تفکر سنتی نسبت به فلاسفه، قصد دارند به نوعی برای ما ارائه طریق نمایند که نیازمند ابزار نیرومندی همچون ادبیات هستند؛ خاصه در دنیای امروز که به ادبیات بیش از پیش توجه می‌شود ولی با اشاره به آثار پیشینیان درمی‌یابیم هیچ تفکیکی میان فلسفه و ادبیات وجود ندارد.

رحمتی با اشاره به ابیاتی از نظامی گنجوی گفت: ایشان وقتی از شعرا سخن می‌گوید، در می‌یابیم فیلسوفان نگاهی مشاعی به حکیم دارند و در حقیقت حکیم را به فردی تشبیه می‌نمایند که به "عقل فعال" متصل است و این واژه با ترجمه به زبان دین، چیزی جز فرشته را پیش رو ترسیم نمی‌کند.

وی ادامه داد: شعر، حکمت و نبوت از مشکات و منشأ واحد هستند و فیلسوفانی نظیر فارابی، ابن سینا و سهروردی و... همگی تصوری از نبی دارند؛ یعنی حکیمی که به عقل فعال متصل شده است و به تعبیر ابن سینا، دارای یک عقل قدسی است و حتی در چنین فردی، خیالات نیز وجهی از خلاقیت می‌یابد.

رحمتی با بیان اینکه خیال به ساحت شعر و هنر تعلق دارد، افزود: ادبیات مفاهیم انتزاعی را درک کرده و آن را به زبان جزئی تبیین می‌کند و لذا کتب مقدس به تعبیر قرآن احسن القصص هستند.

در بخشی دیگر از این برنامه رادیویی حسن سیدعرب، پژوهشگر فلسفه اسلامی با اشاره به آثار استعاری، تمثیلی و رمزی سهروردی که بیش از صورت، اهمیت محتوایی و معنایی می‌یابد، گفت: روح حاکم بر قصه‌های سهروردی و مسیری که از این داستان‌ها برای میل مخاطب به عالم مثال استفاده می‌کند، بیش از الفاظ اهمیت دارد.

وی اضافه کرد: حافظ معتقد است یاری نادره گفتار و در عین حال شیرین سخن دارد؛ بنابراین می‌توان با داستان کوتاهی نظیر "آواز پر جبرئیل" مبانی عالم مثال را در فلسفه اشراق دریافت و نباید گمان شود که داستان‌های رمزی سهروردی جدا از کتاب حکمت الاشراق است.

سیدعرب خاطرنشان کرد: سخن همواره با معنا سابقه‌ی ارتباطی دارد و ادبیات امروز به خاطر تاثر از جهان معاصر، بیش از ادوار گذشته به صورت [مراد از صورت شاید مراد شکل ظاهری باشد] تمایل دارد و شاعر به هر جا می‌نگرد، صورت خود را می‌بیند؛ در حالیکه در ادوار گذشته ادبیات با شکل خودبنیاد امروز متفاوت بود.

دسترسی سریع
سوفیا