display result search
یك كارشناس مذهبی در مصاحبه با رادیو گفت وگو، ماجرای استجابت دعای یك شیعه ای را كه زبان نداشت بیان كرد.
ویژه برنامه "جرعه ای از ماه" رادیو گفتوگو با موضوع جایگاه حضور قلب در دعا با حضور حجت الاسلام محمد پویا مفرد و حجت الاسلام حسین میرعماد از كارشناسان مذهبی روانه آنتن شد.
حجت الاسلام پویا مفرد در این ویژه برنامه اظهار داشت: اگر انسان در هنگام دعا حضور قلب نداشته و حواسش به آنچه كه می گوید نباشد دعایش كارساز نیست.
وی حضور قلب در دعا را از شروط اصلی قبولی دعا برشمرد و گفت: اگر عنصر "حضور قلب" را از دعاهایمان حذف كنیم دیگر چیزی از دعا باقی نمیماند، صرف به زبان آوردن چند جمله بدون توجه به معانی آن و بدون حضور قلب، اثر و ارزش دعا را بسیار كم می كند.
این كارشناس مذهبی ادامه داد: وقتی انسان در هنگام دعا تمام حواس و هست و نیستش را متوجه خداوند می كند زمین تا آسمان با دعایی كه بدون حضور قلب خوانده شد متفاوت است چراكه ارزش و قبولی دعا در حضور قلب و توجه به خداوند است.
حجت الاسلام پویا مفرد وجود گنجینه سرشار و غنی دعاهای معصومین (علیهم السلام) را در بین تمامی مكاتب بی نظیر خواند و گفت: صرف خواندن الفاظ و عبارات دعاها و بدون توجه، اثر دعا را كم می كند لذا برای حضور قلب داشتن در دعا باید آن را با معنا بخوانیم.
در ادامه این ویژه برنامه رادیو گفت وگو، حجت الاسلام میرعماد بیان داشت: برخی از ما از روی عادت و بدون توجه دعا می كنیم و قلبمان از اصل دعا غافل است.
وی در بیان معنای دعا گفت: واژه دعا به معنای طلب است لذا اگر انسان با زبانش چیزی را طلب كند اما واقعاً آن را از قلب نخواهد در واقع دعا نكرده است.
كارشناس مذهبی با اشاره به حدیثی از امام صادق (علیه السلام) در این زمینه گفت: حضرت می فرمایند: " خداوند دعایی را از كه از دل غافل برخاسته باشد به اجابت نمی رساند."
حجت الاسلام میرعماد همچنین به داستانی به نقل از علامه مجلس اشاره و بیان كرد كه در ادامه با هم می خوانیم:
"در شهر حلّه مردی به نام "ابوراجح" از شیعیان خالص و دوستدار واقعی و مستحكم اهل بیت (علیهم السلام) و دشمن دشمنان اهل بیت زندگی می كرد.
حاكم این شهر فرد ناصبی بود كه از روی بغض و كینه به اهل بیت (علیه السلام) همیشه پشت به قبله و مقام حضرت مهدی (علیه السلام) در حلّه می نشست و در یكی از روزها دستور دستگیری ابوراجح را صادر كرد و به جلاد گفت او را زجركش كنید و به قدری شلاقش بزنید تا طرفداری از خاندان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از ذهنش برود و از این به بعد كسی جرأت محبت به اهل بیت (علیه السلام) و دشمنی با دشمنان آنها را پیدا نكند.
به دستور حاكم، ابوراجح را به شدت كتك زدند و حتی زبانش را هم بیرون كشیدند و او را در كوچه ها كشان كشان بردند تا مردم عاقبت محبت به اهل بیت را ببینند و بترسند. با جازه حاكم شهر بدن پرجراحت این شخص را به خانه اش بردند و در اتاق خودش گذاشتند و با خود گفتند كه این فرد از دنیا رفته و صبح دفنش می كنیم.
وقتی صبح به سراغش رفتند با صحنه عجیبی روبرو شدند، دیدند ابوراجح بدون كوچكترین خراش و صحیح و سالم ایستاده و حتی جوانتر از قبل مشغول نماز خواندن است. وقتی جریان را از او پرسیدند گفت: من مرگ را با چشم دیدم و همین كه فهمیدم مشرف به مرگ هستم دلم و قلبم را متوجه فریادرس عالم كردم.
زبانی در دهان نداشتم اما در دلم گفتم آقای من! اگر به من عنایتی نكنید دیگر در این شهر هیچ شیعه و محبی جرأت محبت به شما و پدران شما را پیدا نمی كند، نه به خاطر من بلكه به خاطر كوری چشم دشمنانتان و قوت قلب دوستانتان هم كه شده عنایتی بفرمایید.
همین كه با حضرت درد و دل می كردم دیدم اتاقم غرق نور شد حضرت مهدی (ع) دست شریفشان را به صورتم كشیدند و فرمودند از خانه خارج شو و برای خانواده ات كار كن چون حق تعالی به تو عافیت مرحمت كرده است."
حجت الاسلام میرعماد در خاتمه، به یكی از توقیعات حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره كرد: حضرت در توقیعی می فرمایند: " اگر قلبها و دلهای شیعیان با هم متحد شود ( ظهور به یك مطالبه قلبی و عمومی شود) قطعاً توفیق ملاقات با ما به عقب نمیفتد و سعادت مشاهده ما بزودی برای آنها حاصل خواهد شد.