صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

شنبه تا چهارشنبه از ساعت 17:00 به مدت 30 دقیقه

منصوری گفت: از ابتدای سلطنت پهلوی تمامی برنامه هایی که در جهت تضعیف و حذف اسلام بود با قوت مورد پیگیری قرار می گرفت.

برنامه پژوهشی تحلیلی " پیدا و پنهان " رادیو گفت و گو پیرامون موضوع بررسی نقش بیگانگان در سیاستهای کلی ایران در عصر پهلوی دوم و با حضور دکتر محمد جواد منصوری و دکتر مرتضی میردار از پژوهشگران و محققان تاریخ معاصر روانه آنتن شد.

دکتر منصوری در مصاحبه با رادیو گفت و گو با اشاره به ساختار سیاسی حکومت ایران در دوره پهلوی دوم اظهارکرد: پس از جنگ جهانی دوم قدرتهای بزرگ ایران را به اشغال خود درآوردند و بر سر چگونگی حکومت در ایران با یکدیگر دچار اختلاف شدند.

وی در ادامه افزود: شوروی و آمریکا معتقد بودند باید نظام سلطنتی در ایران منقرض و به جای آن نظام جمهوری حاکم شود اما انگلیس به دلیل نفوذ سابقه دار در ایران و آشنایی کامل با منافع کشور ما بر ادامه حکومت سلطنتی در ایران اصرار داشت و در نهایت با کمک گرفتن از عوامل خود به ویژه محمدعلی فروغی، پسر رضاشاه یعنی محمدرضا را به عنوان ادامه دهنده سلطنت پهلوی انتخاب کرد.

این پژوهشگر تاریخ گفت: محمدرضا فردی کاملاً بی تجربه بود و حتی در به دست گرفتن حکومت هم هیچ نقش و صلاحیتی نداشت و عملاً بازیچه ای در دست دولتهای بزرگ بود. ایران بعد از جنگ جهانی دوم صحنه رقابت عجیب قدرت های بزرگ شد و به عبارتی گوشت قربانی در بین قدرتهای بزرگ بود که هر کدام سعی می کردند سهم بیشتری را از این قربانی برای خود بگیرند.

محقق تاریخ معاصر بیان داشت: در این دوره محمدرضا پهلوی عملاً هیچ نقش تعیین کننده ای در وضعیت کشور نداشت، البته از سال 1328 به بعد به تدریج وارد صحنه شد اما نه در مقام تصمیم گیرنده و نقش آفرین. در بین سالهای 1320 تا 1332 نفوذ سه قدرت بزرگ و چندین قدرت کوچک در داخل ایران تعیین کننده وضعیت کشور بوده است.

منصوری در ادامه گفت: اگر یک اصل در سلطنت پهلوی حاکم بود و پیگیری می شد اصل اسلام ستیزی بود. یعنی از ابتدای سلطنت پهلوی تمامی برنامه هایی که در جهت تضعیف و حذف اسلام بود با قوت مورد پیگیری قرار می گرفت.

این پژوهشگر تاریخ، سخنرانی شاه در سال 1350 در تخت جمشید را بسیار مهم برشمرد و افزود: شاه در این سخنرانی صریحاً می گوید که ای کوروش! ما فقط به خط مشی تو فکر می کنیم و به هیچ مسئله دیگری اعتقاد نداریم. به عبارتی محمدرضا صریحاً اعلام کرده که ما به اسلام اعتقادی نداریم. بعد از برنامه جشن های 2500 ساله در سال 1350، تاریخ اسلامی ایران را به تاریخ شاهنشاهی تغییر دادند و بسیاری از مظاهر و آثار اسلامی را از کشور جمع آوری کردند و به جای اسلام ستیزی، باستان گرایی و نظام لائیک و شاه پرستی را جایگزین نمودند.

وی با اشاره به دلایل پذیرش سلطه بیگانگان و ورود آنها به تدوین سیاست های کلی ایران در دوره محمدرضا پهلوی بیان داشت: این کار توسط دربار و دولت پهلوی انجام گرفت اما ملت ایران به معنی واقعی هیچ گاه زیر بار سلطه خارجی نرفتند. البته در مقاطعی مردم به ظاهر ساکت بودند و حرکتی نمی کردند اما هر زمانی که مجال آن را داشتند در برابر سلطه قیام می کردند. ملت ایران در دو قرن گذشته با رهبری علماء و فرهنگ شیعی مقاومت عجیبی در برابر سلطه خارجی از خود نشان داده و این موضوع در تحلیل های تاریخی کمتر مورد توجه واقع شده است.

منصوری در مصاحبه با رادیو گفت و گو، نداشتن پایگاه مردمی و وابستگی به خارج را از دلایل دیکتاتوری سلسله پهلوی دانست و متذکر شد: قدرت های بزرگ برای پیاده سازی برنامه های خود در ایران با مقاومت های مردمی روبرو شدند به همین خاطر به رضاشاه برنامه می دادند و در دهه های بعدی ساواک را ایجاد و تجهیز کردند.

همچنین دکتر میردار پژوهشگر تاریخ بیان داشت: نظام سلطه از دوره قاجاریه و حتی صفویه ایران را به عنوان یکی از پایلوت های خود در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قرار می داد. به عنوان مثال مدرسه دارالفنون در دوره قاجاریه شاهزاده هایی را برای تحصیل به خارج فرستاد که نتیجه آن تربیت افسران جنگ نرم برای نظام سلطه بود.

این محقق تاریخ معاصر در مصاحبه با رادیو گفت و گو، ابراز داشت: در دوره پهلوی روشنفکرانی چون تقی زاده و داور به ظاهر به دنبال مدرنیزه کردن ایران بودند اما در واقع برخلاف فرهنگ و رفتار ملت ایران و در راستای منویات نظام سلطه عمل کردند.

مرتبط با این خبر

  • نگاه جدید شهیدان مطهری و مفتح در ایجاد جنبش های دانشجویی

  • اکثر دانشجویان معترض به پهلوی از قشر معلمان بودند

  • نقش فراماسون در ایران برای اشغال سرزمین فلسطین

  • جشن های 2500 ساله؛ نماد ضد مردمی پهلوی دوم

  • هویت ایرانی ها در پرتو حکومت رضاشاهی دگرگون شد

  • پهلوی درمسیر غرب گرایی، فرهنگ ایرانی اسلامی را به سخره گرفت

  • دولتی کردن دین و آموزش آسیب نوسازی دوران پهلوی بود

  • پهلوی ها باستان گرایی بدون اسلام را پیش گرفتند