صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

پنجشنبه ها از ساعت 13:30 به مدت 55 دقیقه

یک کارشناس ارشد، پژوهشگر و محقق تاریخ ایران گفت: عده ای از اندیشمندان ایرانی گمان می کردند چون ایرانی ها مسلمان هستند عقب مانده اند لذا برای خروج از این رکود باید غربی شوند.

رحیم نیکبخت در گفت گو با برنامه «پیدا و پنهان» رادیو گفت و گو و در بررسی غرب گرایی دوران پهلوی عنوان کرد: وقتی جامعه ما در قرن 18 با دنیای غرب آشنا شد اولین مواجهه ها، مواجهه های نظامی بود که ما از روسیه تزاری شکست خوردیم و قراردادهایی به ما تحمیل شد و در دوره ای افعانستان را انگلیس از ایران جدا کرد تا هندوستان را محافظت کند. از همان دوره ای که ما دچار این رخوت و کاستی شدیم رجال، سیاسیون، تجار، نخبگان و علمای ما سوالشان این بود که چرا ما عقب ماندیم و کشورهای غربی پیشرفت کردند.

وی افزود: در این میان اندیشمندانی ظهور کردند و نظریاتی ارائه دادند. کسانی بودند که فکر می کردند چون ما مسلمان هستیم دین اسلام باعث عقب ماندگی و این فقر و فلاکت ما شده است. در مقابل کسانی هم بودند که بازگشت به اسلام و احیای سنن متروک را مطرح می کردند. در رجال وزارت امور خارجه کسانی را داشتیم که به دنبال قانون خواهی بودند و در بین مصلحانی مثل سیدجمال الدین اسدآبادی کسانی بودند که در فکر اصلاح جامعه اما با بنیان های اصیل ایرانی و اسلامی بودند.

این پژوهشگر ادامه داد: در کش و قوس انقلاب مشروطه خروجی اش به قدرت رسیدن طیف غرب گرا و غرب دوستی بود که برای پاسخ به این سوال این نظریه را ارائه می دادند که ما اگر می خواهیم از این رکود خارج شویم باید به سمت غرب حرکت کنیم یعنی همان تعبیری که از تقی زاده معروف است که ما از فرق سر تا نوک پا باید غربی شویم. قبل از تقی زاده نیز کسان دیگری هم این نظریه را می دادند.

نیکبخت در رادیو گفت و گو بیان کرد: بعد از مشروطه و بعد از اینکه رضا شاه به سلطنت رسید نخبگانی که به رضا شاه مشورت می دادند و هدایت اش می کردند برآمده از این فضا بودند که در بستر فرهنگی و فکری جامعه ایران نشو و نما داشتند اما با تمام این فضا فکر می کردند که اگر ما بخواهیم از این آشفتگی نجات پیدا کنیم باید غربی شویم.

وی معتقد است: در اینجا تضاد و تناقضی بین تجدد و باستان گرایی پیش می آید. از یک طرف به دنبال احیای ایران قبل از اسلام و کنار گذاشتن اسلام بودند. در واقع پارادوکسی بین گذشته و امروز ایجاد می شد که خودش را در جامعه نشان می داد.

این کارشناس ارشد تاریخ ایران اظهار داشت: قبل از حکومت پهلوی راه کارهای سنتی تداوم هویت دادند مثل مکتب خانه ها، نقالی، محرم، ماه رمضان و عید نوروز؛ در بعد از جنگ های ایران و روس تا دوره رضا شاه عده ای از متفکران راه را در این تشخیص می دادند که ما باید تغییر کنیم، اما این تغییری که در اروپا اتفاق افتاده یک عقبه 200 ، 300 ساله دارد و بر اساس یک بنیان های علمی شکل گرفته، فقط مظاهر ظاهری نیست بلکه تفکر و اندیشه هم با آن بارور شده است اما دانشمندان ما فقط ظاهر قضیه را می دیدند و فکر می کردند که اگر لباسمان را عوض کنیم غربی می شویم. مثل ترکیه که الفبایشان را از اسلامی به لاتین برگرداندند چون فکر می کردند اینگونه راحت تر می توانند با کشورهای اروپایی مراوده کنند.

نیکبخت در «پیدا و پنهان» گفت: حکومت رضا شاه یک حکومت استبدادی به تمام معنا است که با دیکتاتوری و قوه ی قهریه می خواست کشور را حفظ کند. ما در عرصه های مختلف دچار یک استبداد هستیم. قبل از رضا شاه مدارس ملی را مردم تشکیل دادند و هزینه اش را مردم پرداخت می کردند. در کنار مدارس ملی نشریات و جراید ملی داشتیم که توسط مردم، بازاری ها و نخبگان جامعه اداره می شد اما وقتی که حکومت پهلوی به قدرت می رسد نظام تعلیم و تربیت از دست مردم خارج و دولتی می شود، روزنامه های ملی نیز همه سلب امتیاز می شوند و تنها یک یا دو روزنامه سراسری ایجاد می شود و اقتصاد از دست تجار خارج شده و اقتصاد دولتی می شود.

وی خاطرنشان کرد: نا به سامانی هایی که اکنون در اقتصادمان با آن مواجه هستیم یکی از ریشه هایش به همان دوره پهلوی بر می گردد که تجار را از تجارت آزادانه با کشورهای خارجی بازداشتند تا در اختیار و نظارت دولت باشد. در رابطه با اقتدار نظامی و ارتش مدرنی که رضا شاه به دنبالش بود با سرکوب عشایری که مرزبان های بالقوه و بالفعل کشور بودند باعث شد در پرتو دیکتاتوری رضا شاهی تداوم هویت ما دچار دگرگونی شود.

مرتبط با این خبر