صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

پنجشنبه ها از ساعت 13:30 به مدت 55 دقیقه

حسین جودوی در خصوص رفتار محمدرضا شاه و نقش آن در حکومت داری او بیان کرد که وی تنها به فکر حفظ سلطنت خود بود و چون می دانست جایگاه اجتماعی خوبی در بین مردم ندارد به خارج وابسته بود.

یک نویسنده وپژوهشگر تاریخ در «پیدا و پنهان» عنوان کرد: تا قبل از دوره پهلوی، سلسله های گوناگونی که بر ایران حکومت داشتند بر اساس ایل معرفی می شدند. کارکرد ایل در دوره های مختلف تاریخ ایران و پرورش نوع سطح اندیشه پادشاه در دروه های مختلف که توسط ایل انتخاب می شد خیلی تاثیر گذار بود.

وی افزود: سلسله مراتب در ایل قاجار کاملا رعایت می شد و مشخص بود که مثلا نائب السلطنه اول یا دوم چه کسی است. در زمان قاجار دو پایتخت داشتیم. ولیعهد به تبریز می رفت و مشق پادشاهی می کرد تا زمانی که بتواند رسما به پادشاهی برسد ولی تنها دوره ای که در ایران اصلا بحث ایلیاتی وجود ندارد و تربیت پادشاهی صورت نمی گیرد در زمان پهلوی است چون آنها اصلا ایل مشخصی نداشتند، یعنی اولین حاکمیتی که در تاریخ ایران بعد از ورود اسلام بدون هیچ سبک و سیاقی به پادشاهی می رسند عصر پهلوی است.

جودوی ضمن بیان اینکه محمدرضا پهلوی را به خارج از کشور فرستاند، تشریح کرد: نوع تربیتی که در مدارس اروپایی می شود با نوع اتفاقاتی که در ایران رخ می دهد کاملا متفاوت است، یعنی محمدرضا هیچ کدام از این دوره ها و حوادث را به صورت تربیتی پشت سر نگذاشته است که بخواهد با آنها مواجه شود و از خود اندیشه ای بروز دهد. زمانی هم که به ایران برمی گردد آنچنان درگیر کار در عرصه حاکمیتی نیست تا زمانی که به واسطه فروغی و متفقین در جنگ جهانی اول به سلطنت می رسد.

وی خاطرنشان کرد: این شخصیت در واقع یک نوع شخصیت شکلات پیچی است که در دوره های ابتدایی حاکمیت خود، زیاد درگیر امور نیست و چالش نمی کند؛ هرچه که به انقلاب نزدیک تر می شویم شخصیت ذاتی خودش را بیشتر بروز می دهد. شخصیت محمدرضا پهلوی به مراتب از شخصیت رضاشاه ضعیف تر بوده است.

این پژوهشگر با اشاره به خاطرات علم و اطرافیان شاه، در رادیو گفت و گو بیان کرد: در این خاطرات می یابید که محمدرضا اصولا فردی است که اهل مقابله نیست. محمدرضا نمی توانست با بدنه جامعه، خوب ارتباط برقرار کند. و همیشه هراسان بود از اینکه حتی رجال سیاسی ای که در کنار او هستند و به او خدمت می کنند با انگلستان و آمریکا بتوانند ارتباط برقرار کنند. همیشه این خطر را نزدیک خود احساس می کرد و این ترس درونی باعث می شد که دیکتاتوری دورنی محمدرضا روشن و نمایان شود.

او گفت: محمدرضا به خاطر تحصیلاتی که در اروپا داشت یقینا مانند بسیاری از شاهزاده های قاجار، وازدگی غربی داشت و دلش می خواست که با آن فرهنگ کشور را اداره کند و نمی دانست که ایجاد آن فرهنگ ملزوماتی را در جامعه می طلبد.

جودوی ادامه داد: نوع رفتارهایی که تا قبل از کودتای 28 مرداد داشت به خاطر کم تجربگی او بود اما هر چه به سال های انتهای سلطنت خود می رسد نوع شخصیت وادادگی اش بیشتر می شود. بیشترین چیزی که برای محمدرضا اهمیت داشت حفظ سلطنت خودش بود و این حفظ سلطنت یک روز با ارتباط با انگلیسی ها و یک روز با ارتباط با آمریکایی ها بود و یک روز هم با این بود که جامعه خود را به گونه ای ادراه کند که بتواند آن را کنترل کند، مثلا انقلاب سفید، در ژاپن نیز انجام شد آنها موفق تر بودند و ما نبودیم.

این نویسنده در پایان و در «پیدا و پنهان» گفت: نوع تربیت و شخصیت محمدرضا به گونه ای بود که او را هر روز به خارجی ها وابسته تر می کرد. دلیل اصلی اش هم این بود که می دانست مانند پدرش جایگاه اجتماعی خوبی در ایران ندارد، اگر می دانست که جایگاه خوبی دارد و مردم پشتیبان او هستند یقینا وابستگی اش به خارجی ها را کمتر می کرد.

مرتبط با این خبر

  • سیاست پهلوی اول در تاریخ نگاری، باستان ستایی بود

  • انقلاب اسلامی ریشه های فرهنگی و اجتماعی داشت

  • دست آمریکا بعد از کودتا بیش از پیش در کشور باز شد

  • محمدرضا شاه از نظامیان می ترسید

  • بازاریان مذهبی به حکومت پهلوی روی خوش نشان ندادند

  • رضاخان به اطرافیانش اجازه رشد نمی داد

  • رژیم پهلوی در محرم 42 متوجه سقوط خود می شود

  • اسدالله علم سقوط رژیم پهلوی را پیش بینی کرده بود

  • اسدالله علم یکی از موفق ترین جاسوسان غرب در ایران بود

  • شاه اجرای دستورات آمریکا را الزامی می دانست