صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

پنجشنبه ها از ساعت 13:30 به مدت 55 دقیقه

مجید متقی فر در خصوص شخصیت محمدرضا شاه و تاثیر آن در حکومت داری اش معتقد است که او اراده ای از خود نداشته و دست های پشت پرده یعنی قدرت های بزرگی چون آمریکا در همه امور نقش داشتند و حتی او را برای سلطنت روی کار آوردند.

مجید متقی فر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر درباره شخصیت روحی و فکری محمدرضاشاه و تاثیر آن در حکومت داری او، در برنامه «پیدا و پنهان» رادیو گفت و گو بیان کرد: بخشی از شکل گیری شخصیت محمدرضا به دوران تحصیلش در اروپا بر می گردد. پس از اینکه به ایران بازگشت، چندی نگذشت که در سنین جوانی به پادشاهی رسید. شخصیت محمدرضا یا رفتار او دو بخش دارد. از زمانی که جانشین پدرش شد تا کودتای 28 مرداد، یک رفتار داشت و بعد از آن به ویژه از سال 1335 که قرار شد ساواک تأسیس شود رفتار دیگری داشت و در واقع تغییر کرد. بیشترین جلوه استبداد از سال 36 تا 57 بود.

وی افزود: برخی از مؤلفه های شخصی به شخصیت ذاتی افراد بر می گردد ولی در برخی از آنها محیط و شرایطی که برای شخص فراهم شده و یا پشت پرده ای که در روی کار آوردن او دست داشته نیز موثر بوده است.

متقی فر خاطرنشان کرد: آمریکایی ها و دیگر قدرت های بزرگ در پرتو استبداد می توانستند به اهدافشان در ایران برسند و اگر آن شخصیت لجام گسیخته و فاسد نبود و یک پادشاه هوشیار، برنامه محور و با تدبیر بود نمی توانستند که در ایران سلطه داشته باشند.

او با اشاره به تدابیر پشت پرده، تصریح کرد: همه اطرافیان محمدرضاشاه اقرار دارند که او خودش روی کار نیامد و حتی باور نمی کرد که شاه بشود؛ در واقع قدرتی پشت او بود و نگاه آن قدرت پشت پرده در شکل گیری شخصیت فاسد یا مستبد محمدرضاشاه تاثیر به سزایی داشت.

این نویسنده در رادیو گفت و گو عنوان کرد: وقتی یک نیروی خارجی تعیین می کند که در ایران جمهوری باشد یا سلطنت، معلوم است که این پدر و پسر نمی توانستند هیچ اراده ای داشته باشند.
محمدرضاشاه در یک جنینی رشد کرد که شکل دهنده این جنین، خارجی است و بومی نیست. در دوران سلطنتش نیز همه هم و غمش حفظ سلطنت بود و به ایران فکر نمی کرد.

او ادامه داد: در آن زمان به غیر از شعب رسمی ساواک، 10 هزار مرکز مخفی برای بازداشت و تعقیب مخالفان وجود داشت؛ این شخص کل ملت ایران را مخالف خود می دانست.

متقی فر یادآور شد: فرح پهلوی رسما مسئول مروج فساد شد. خیریه به منظور ترویج فساد تاسیسی کرد؛ آنها زمانی برای زمامداری نداشتند. در ارتش 60 هزار مستشار وجود داشت، یعنی قدرت پشت پرده در همه جا بود و همه چیز به اراده آنها بود.

این پژوهشگر بیان کرد: محمدرضاشاه با این همه اشتغال به فساد چه زمانی به فکر کشورش بوده است، البته این موضوع عمدی بوده است. محمدرضای سال 1320 با دهه 30 یا 50 متفاوت بود. طبق اسناد و مدارک، آوردن سلسله پهلوی با برنامه بوده و اینطور نبوده که خودشان روی کار بیایند. پشت پرده ای می خواسته که شخصی روی کار بیاید که صاحب اندیشه، فکر، ایده و برنامه نباشد.

وی در رادیو گفت و گو خاطرنشان کرد: اگر صنعت نفت را بررسی کنیم متوجه می شویم که در توسعه و ایجاد آن، اراده خارجی بوده و نه داخلی؛ در صنعت نفت کدام بخش ها بیشتر مورد توجه توسعه ای بوده است، مثلا ساختن پالایشگاه کمتر مورد توجه بوده چون ارزش افزوده ایجاد می کرده است. سیاست های فرهنگی، امنیتی و دفاعی بیش از اینکه منافع داخلی را در نظر داشته باشند منافع خارجی را مدنظر قرار می دادند و این چهره عریان رفتار آمریکایی ها در ایران بود.

وی معتقد است که بدترین و سیاهترین دوران، دوران پهلوی دوم بود و اگر محمدرضا شاه ضعف شخصیت نداشت روی کار نمی آمد.

متقی فر در پایان و در برنامه «پیدا و پنهان» رادیو گفت و گو عنوان کرد: علت انتقاد محمدرضاشاه به غرب نیز این بود که برخی از نشریات غربی رفتار ساواک را نقد می کردند لذا او نیز به غرب حمله می کرد. او غرب را می پرستید اما از انتقاد خوشش نمی آمد.

مرتبط با این خبر

  • محمدرضاشاه فقط به فکر حفظ سلطنت بود