صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

پنجشنبه ها از ساعت 18:30 به مدت 60 دقیقه

رکسانا نیکنامی گفت: سیاستی که اروپایی‌ها در برابر ترامپ دارند، شبیه سیاستی است که در مقابل هیتلر اجرا کردند، اما آنها ابتکار عمل را نمی‌توانند در دست داشته باشند.

برنامه "آغاز یک پایان" با موضوع (بررسی علمی افول قدرت آمریکا در جهان، وضعیت آینده اتحادیه اروپا و ایالات‌متحده) با حضور دکتر رکسانا نیکنامی، عضو هیئت علمی گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکده حقوق دانشگاه تهران و کارشناس مسائل اروپا روانه آنتن شبکه رادیوگفت‌وگو شد.

رکسانا نیکنامی در مصاحبه با رادیوگفت‌وگو اظهار کرد: برخی وقتی درباره رویکرد آمریکا و اروپا صحبت می‌کنند بر این باورند که دو دکترین مختلف و دو روحیه ملی در برابر هم قرار می‌گیرند، در حالی که من باور ندارم فرهنگ اروپا و آمریکا خیلی متفاوت باشد، در نتیجه اروپایی‌ها خیلی نرم‌تر درباره مسائل ابراز نظر می کنند و آمریکایی‌ها بیشتر از قدرت سخت بهره بگیرند و سیاست نظامی را بیشتر بخواهند پیش ببرند. اگر بخواهیم به گذشته برگردیم شاید بتوان گفت آغاز عقب‌نشینی اروپایی‌ها در برابر آمریکایی‌ها به مسائلی برمی‌گردد که در جنگ جهانی نخست روی داد.

وی افزود: در جنگ جهانی نخست بعضی از کشورهای اروپایی مانند فرانسه سیاست دلجویی را در برابر آلمان به کار گرفتند، به طوری که با سیاست بردباری آلمان در حال قدرت گرفتن را تحمل می‌کردند تا با این تحمل بتوانند آلمان را مدار دموکراتیک برگردانند که نتیجه این مساله منجر به جنگ جهانی دوم شد، به عبارتی سیاست مدارا در برابر آلمان سیاستی نبود که جواب بدهد. از طرفی پس از جنگ جهانی دوم عقب‌نشینی از سوی اروپایی‌ها به صورت کامل انجام شد، یعنی به صورت کامل به قدرت امریکا وابسته شدند تا به لحاظ امنیتی بتواند اروپایی‌ها را محافظت کند. به طوری که در تمام بحران‌هایی که پس از جنگ جهانی دوم در داخل خاک اروپا اتفاق افتاد، آنها نتوانستند به عنوان یک نیروی مستقل از آمریکایی‌ها عمل کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه ادامه داد: ضرب‌المثلی درباره تقسیم کاری که میان آمریکا و اروپا وجود دارد، آمریکایی‌ها مانند فردی هستند که غذا را می‌پزد و اروپایی‌ها مانند فردی است که ظرف‌ها را می‌شوید. به عبارتی امکان این‌که اروپا بتواند بدون دخالت آمریکا و به صورت مستقل نیازهای امنیتی خودش را به پیش ببرد، از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون وجود نداشته است. از طرفی برخی بر این بارو هستند که دهه 1990 دهه خیزش اروپا بوده است، یعنی پس از تکمیل تبدیل شدن جامعه اروپا به اتحادیه و عبور از معاهده میز ماستریخ –نام شهری در هلند- شاهد یک اروپای قوی هستیم.

رکسانا نیکنامی گفت: در آن زمان هانتینگتون بر این نظر بود که اگر کسی بتواند هژمونی آمریکا را به زیر سوال ببرد، آن قدرت، قدرت اتحادیه اروپا خواهد بود، اما امروز که چندین دهه از آن تاریخ می‌گذرد، شاهد هستیم که در عمل چنین چیزی نیست، یعنی اگر اتحادیه اروپا دستاوردی داشته، این دستاورد بیشتر در جنبه اقتصادی خودش باقی مانده و به لحاظ امنیتی حتی شکل‌گیری نیروهای واکنش سریع اروپایی بیشتر جنبه عملیاتی داشته و جنبه واقعی نتوانسته به خودش بگیرد. آن ضرب‌المثلی که درباره تقسیم کار میان آمریکا و اروپا مطرح کردم، در جنگ‌ها و عملیات‌هایی که در دنیا روی می‌دهد، اروپایی‌ها بیشر به عنوان نیروهای صلح‌بانی وارد می‌شوند، یعنی زمانی که آمریکایی‌ها همه کارها را کردند، اروپا وارد می‌شود و این ورود بیشتر جنبه نمایشی به خودش می‌گیرد.

وی افزود: درباره پرونده هسته‌ای یا قضیه برجام، سیاست صبر و انتظاری که اروپایی‌ها دنبال می‌کنند، خیلی شبیه به همان سیاستی است که در برابر آلمان دنبال کردند. به عبارتی سیاستی که در برابر ترامپ دارند، خیلی شبیه سیاستی است که در مقابل هیتلر اجرا کردند. آنها منتظرند که دریابند سیاست بردباری آنها نتیجه می‌دهد و عقب‌نشینی صورت می‌گیرد، اما آنها ابتکار عمل را نمی‌توانند در دست داشته باشند. در میان نکته‌ای است که اتحادیه اروپا مجموعه‌ای 28 کشور مختلف است که این کشورها با یکدیگر همگن نیستند، مثلا کشوری مثل فرانسه غرور ملی زیادی دارد و خیلی سعی می‌کند به ویژه درباره مسائل خاورمیانه به عنوان بازیگر کلیدی و فعالی وارد بازی شود.

استاد دانشگاه در مصاحبه با رادیو گفت‌وگو بیان کرد: اما فرانسه در بزنگاه‌های مسائل خاورمیانه عقب‌نشینی می‌کند، از سوی دیگر آلمان کشوری است که بعد از جنگ جهانی دوم رفتار استراتژیکش آمیزه‌ای از اعتماد و بی‌اعتمادی است، یعنی ما به طور دقیق نمی‌توانیم بگوییم موضع آلمانی‌ها درباره مساله ایران یا روسیه چیست؟ برای مثال آلمانی‌ها درباره بحران اوکراین، یک سیاست آونگی را دنبال کردند. در اروپای شرقی از ترس این‌که روسیه دوباره قدرت بگیرد و آن سیاست‌های کمونیستی را دنبال کند، بیشتر به سیاست‌های آمریکا گرایش دارد، حتی از نظر حزبی هم بخواهیم بررسی کنیم تعامل میان اروپا و آمریکا بسیار متفاوت است. برخی بر این نظرند که دموکرات‌های آمریکایی، رابطه اروپا محور بیشتری دارند، اگرچه دیدگاه دموکرات‌های آمریکایی خیلی نزدیک‌تر است به جمهوریخواهان آمریکایی تا لیبرال‌های اروپایی.

رکسانا نیکنامی گفت: لذا شکاف میان اروپا و آمریکا خیلی گسترده و پیچیده است، نمی‌توانیم یک طرف اتحادیه اروپا و طرف دیگر آمریکا را قرار بدهیم و بگوییم شکاف میان این دو وجود دارد، بسته به آن است که بخواهیم شکاف را کجا ببینیم یا کدام گروه‌ها بیشتر مدنظر باشد؟ اما به صورت واقعی این شکاف پس از جنگ جهانی کم کم شکل گرفته و بعد از دوره ترامپ این شکاف روز به روز خودش را بیشتر نشان می‌دهد. زیرا آمریکایی‌ها اعلام کردند که دیگر نمی‌توانند کارت اعتباری اروپایی‌ها باشند، یعنی در مسائل امنیتی آمریکایی‌ها هزینه کنند و اروپایی‌ها خود را کنار بکشند و از مواهب این امنیت بهره‌مند شوند.

مرتبط با این خبر

  • از این امام زاده معجزه ای ساخته نیست

  • در پایبندی به برجام حفظ وحدت زیر پرچم جمهوری اسلامی اهمیت دارد

  • اروپایی‌ها در برجام بدون آمریکا کاری از پیش نخواهند برد

  • منافع اروپا در گرو ماندن در برجام و مهار ایران است

  • خروج آمریکا از برجام ریسک اقتصادی کشور را افزایش می دهد

  • اهداف تهران از اجرای گام به گام کاهش تعهدات برجامی

  • کاسبی دیپلماتیک اروپا...

  • روسیه دوست واقعی ایران نیست!

  • مسیر اشتباه وزیر خارجه آلمان...

  • اروپا متضمن امنیت خلیج فارس نیست